جمع آوری
من که کاری نکردم آقا. زندگی سخت است. شوهرم را اعدام کرده اند. خودم یک سال قبلش دیده بودم تو فالِش. هل نده. من که دارم سوار می شوم. مجبوری. ولی قلبت با من است. می دانم. من قلب آدمها را می خوانم. کف دست الکی است. میخواهی فالت را بگویم آقا؟ کجایی هستی؟ کار شما هم سخت است. میدانم. لری؟ کردی؟ یا لک؟ آقا ماشالله پر زوری ها! خدا به همراهت. خدا نگهت دارد برای مادرت.
باشد می روم. ولی چرا؟ من که کاری نکردم. به این بچه رحم کن. تکدی گری؟ یعنی چی؟ دزدی؟ نه به ابوالفضل. آقا من فالگیرم. آبرو دارم. شوهرم شهید شده. دروغم کجا بود. اینجا کجاست؟ آقا میشود چند لحظه بچه را ببرم دستشویی؟ آقا می شود چند لحظه بچه را نگه داری بروم دستشویی؟ آقا می شود چند لحظه با من ازدواج کنی؟ می شود چند لحظه دستتان را بگیرم؟ چند لحظه لیستان بزنم؟ من گدا نیستم به خدا. مهریه هم نمیخواهم. آقا هل نده.